حوزه واقعیت افزوده ، مجازی و ترکیبی

Dexmo لامسه را به واقعیت مجازی می‌آورد

دستکش های واقعیت مجازی لمسی بازخورد نیرویی Dexmo شرکت Dexta که شروع توسعه ی آن ها به 2014 باز می‌گردد، بسیار پیشرفت کرده است

دستکش‌های لمسی بازخورد نیرویی Dexmo جمع‌وجور و بدون سیم هستند

دستکش‌های واقعیت مجازی لمسی بازخورد نیرویی Dexmo شرکت Dexta که شروع توسعه‌ی آن‌ها به 2014 بازمی‌گردد، بسیار پیشرفت کرده است.

شرکت Dexta Robotics در اصل در نظر داشت یک دستکش بازخورد نیرویی واقعیت مجازی برای مصرف‌کنندگان تولید کند اما در سال‌های اخیر دستکش‌های Dexmo به‌سوی بازار سازمانی تغییر محور داده است. بااینکه مدیرعامل شرکت، آلر گو می‌گوید قصد شرکتش همچنان ارائه‌ی یک محصول اصلاح‌شده و مقرون‌به‌صرفه برای مصرف‌کنندگان در آینده هست، اما در حال حاضر این شرکت محصولاتش را در معرض فروش به مصرف‌کنندگان سازمانی قرار داده است. Dexta دستکش‌ها را بر مبنای مورد به مورد می‌فروشد و هنوز قیمت آن‌ها را علناً آشکار نکرده است.

آخرین نسخه‌ی دستکش‌ها آماده‌ی تولید بوده و باکمال تعجب به شکلی خوب و شیک نسبت به سایر دستکش‌های بازخورد نیرویی که امتحان کرده‌ام، طراحی‌شده است. نزدیک‌ترین رقیب Dexta به‌احتمال‌زیاد HaptX است که بازخورد نیرویی و لمسی قانع‌کننده‌ای ارائه می‌دهد، بااین‌حال آخرین‌مدل‌های این شرکت زمخت هستند و نیازمند اتصال قلابی بزرگ می‌باشند که استفاده از HaptX را به استفاده‌ی ثابت در یک نقطه محدود می‌کند.

دستکش‌های Dexmo  هر دو مورد گفته‌شده را ارائه می‌دهد. حس لامسه با استفاده از ویبراتورها (LRA) منتقل می‌شود؛ در هر انگشت یک ویبراتور و در ناحیه‌ی کف دست دو ویبراتور در دستکش وجود دارد. بازخورد نیرویی از انگشت‌های دستکش که به هرکدام از انگشت‌های شما متصل می‌شوند ناشی می‌شود. موتورهای موجود در هریک از انگشت‌های دستکش می‌توانند انگشتان شما را در یک نقطه ثابت کنند تا حس گرفتن اشیای با شکل‌های مختلف را منتقل کنند.

علاوه بر آن، بازخورد نیرویی Dexmo به شکل پویا عمل می‌کند به این معنی که موتورها نه‌تنها می‌توانند انگشتان شما را در یک نقطه ثابت کنند، بلکه می‌توانند انگشتان را کشیده یا هل دهند و همچنین کنترل نیروی متغیری برای شبیه‌سازی اشیای نرم یا افزودن حس لامسه‌ی اضافی ارائه دهند. (مثلاً دکمه‌ای که مقداری مقاومت اولیه داشته و پس از اعمال نیروی کافی فشرده می‌شود.)

پوشیدن دستکش شامل بستن بند دستکش دور کف دست و سپس وارد کردن انگشتان به داخل پوشش های کوچک می‌باشد. اندازه ی مناسب پوشش انگشتان مهم است؛ باید به اندازه ی کافی تنگ باشند تا در جای خود قرار بگیرند و بتوانند لرزش ها را منتقل کنند و در عین حال خیلی تنگ نباشند که خون به  نوک انگشتان شما نرسد.

راحتی، چالش بزرگی برای هر نوع دستکش بازخورد نیرویی محسوب می‌شود چرا که دستان و انگشتان شما نیاز دارند به اندازه ی کافی ایمن باشند تا دستکش بر آن ها نیرو وارد کند، اما اگر هر کدام از قسمت های دستکش تنگ باشد دستان شما سریعا احساس ناراحتی می‌کنند. خوشبختانه Dextra اندازه های مختلفی از پوشش های نوک انگشتان را ارائه می‌دهد و این پوشش ها به راحتی تعویض می‌شوند، به این ترتیب من توانستم سایز مناسب خود را پیدا کنم.

وقتی که دستکش ها را می‌پوشید، می‌توانید مقداری مقاومت فیزیکی اضافی ناشی از موتورها را احساس کنید. به عبارت دیگر حتی زمانی که آن ها بازخوردی پویا ارائه نمی‌دهند، اصطکاک کافی در سیستم وجود دارد به طوری که شما می‌توانید مقداری کشش در حرکات انگشتانتان احساس کنید، البته این اصطکاک برای تاثیرگذاری بر استفاده ی عادی از دست کافی نیست. شرکت به من گفت که این مورد در آینده قابل حل است اما نیازمند یک طراحی موتور تخصصی تر می‌باشد، چیزی که هنگام تولید در سطحی وسیع تر، عملی تر باشد.

علاوه بر حس لامسه و بازخورد نیرویی، دستکش های Dexmo موقعیت انگشتان شما را با خواندن حسگر های موجود در دستکش ردیابی می‌کنند. پس از یک مرحله کالیبره کردن که طی آن انگشتانم را به چند حالت مختلف نگه داشتم، توانستم عملکرد انگشتان خود را در واقعیت مجازی به شکل بسیار واقعی ببینم، بجز انگشت شست هر دو دست که به نظر می‌رسید نمی‌خواهند همکاری کنند (انگشتان شست به سمت بالا نمی‌ایستادند). Dexta این را به عنوان نوعی اشکال شناسایی کرد. به غیر از این، ردیابی سایر انگشتانم به نظر درست بود؛ دستکش از اطلاعات ردیابی انگشتان به وسیله ی یک API (رابط برنامه نویسی برنامه کاربردی) برای تعیین نحوه و میزان ارائه ی بازخورد نیرویی استفاده می‌کند.

با در نظر گرفتن اندازه ی کوچک دستکش ها (به طور تقریبی) و میزان نیرویی که هر موتور از بند انگشتان تا انتهای آن ها وارد می‌کند، هنگامی که متوجه شدم دستکش ها نیروی کافی برای متوقف کردن انگشتانم ارائه می ‌دهند شگفت زده شدم. هنگامی که سعی کردم اشیای مجازی را بلند کنم، حس گرفتن قانع کننده ای به من دست داد که به مغز من وانمود می‌کرد که چیزی را نگه داشته ام. به این خاطر که هر یک از نوک انگشتان دستکش می‌توانند حول نقطه ی اتصالشان بچرخند، قطعا راهی مناسب برای گرفتن اشیا به منظور انتقال واقعی ترین حس وجود دارد (انگشتان کمی خمیده به داخل). زمانی که این حس به من منتقل شد، بسیار از حس گرفتنی که دستکش ها ارائه می‌دادند لذت بردم و این قطعا باعث واقعی تر شدن حس گرفتن و نگه داشتن اشیا می‌شود، به خصوص به این دلیل که می‌توانستم تشخیص دهم که چیزی را در دست دارم حتی زمانی که آن خارج از محدوده ی دیدم بود (بدون بازخورد نیرویی شما تنها از چشمانتان برای تشخیص نگه داشتن اشیای مجازی استفاده می‌کنید).

Dexta همچنین با دادن یک شئ نرم به من نشان داد که طبیعت پویای بازخورد نیرویی چگونه می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد – شئ نرم ابتدا نیروی کمی به انگشتانم وارد می‌کرد اما وقتی بیشتر آن را فشار دادم، نیروی بیشتری وارد کرد تا زمانی که به طور کلی نیرو متوقف شد – و علاوه بر آن یک قلب تپنده ی مجازی در دستم قرار داد که با هر تپش کمی انگشتانم را به عقب می‌کشید.

فن‌آوری لمسی این دستکش یقینا دارای پتانسیل می‌باشد، اما Dexta اقرار می‌کند که آن ها هنوز در ابتدای درک بهترین شیوه برای به کارگیری آن هستند. LRA ها (محرک های تشدید شده خطی) توانایی القای احساسات جالب زیادی هستند که می‌توانند چیزهایی مانند تلنگرها، لرزش و حتی بافت پیچیده ی سطحی را منتقل کنند، اما انجام این مهم نیازمند تجربه ی زیادی برای فهم چگونگی به حرکت درآوردن بسامد ها به شکلی پویا به منظور ایجاد این احساسات است. البته در نسخه های آزمایشی که من امتحان کردم، به نظر می‌رسید فن‌آوری لمسی به شکل قوی اجرا شده است. برنامه های شرکت در راستای صرف زمان بیشتر برای کامل کردن مجموعه ی جلوه های لمسی خود می‌باشد.

بین دستکش های Dexmo و سایر دستکش ها، از اینکه آن ها چقدر ناچیز چالاکی طبیعی انگشتان را محدود می‌کردند شگفت زده می شوید. از خارج، طراحی دستکش از آن جا که به دست شما ظاهر اسکلت خارجی می‌دهد، به گونه ای است که مزاحم به نظر می‌رسد اما تمام اجزای مکانیکی طوری در پشت دست قرار گرفته اند که باعث می‌شود آزادی حرکت انگشتان تقریبا دست نخورده باقی بماند. حتی سرپوش انگشتان هم بسیار ساده و نامحسوس است؛ من وقتی متوجه شدم در حالی که دستکش ها را در دست دارم می‌توانم درب نازک یک بطری آب را باز کنم متعجب شدم. قادر بودم هدست خود را پوشیده و به راحتی تنظیم کنم، در حالی که با در دست داشتن دستکش های زمخت HaptX برای این کار نیاز به کمک داشتم.

از همه بیشتر تحت تاثیر عملکرد مکانیکی و طراحی سخت افزاری Dexmo قرار گرفتم، اما جایی که نیاز به تمرکز شرکت دارد بخش نرم افزاری است. هر دستکشی از این نوع نیازمند یک SDK (بسته توسعه ی نرم افزار) کامل برای توسعه دهندگان جهت کارکردن دستکش ها با اپلیکیشن هایشان می‌باشد؛ در این بخش HaptX بسیار جلوتر است.

اجرای شبیه سازی ها و تعیین منطقی که طبق آن اجزای مکانیکی دستکش بازخوردی واقعی و منسجم ارائه دهند، کار کوچکی نیست. در حالی که بازخورد نیرویی Dexmo برای آنچه من آن را حرکات کل دست می‌نامم خوب عمل کرد، اما به نظر می‌رسید تعاملات ظریف تر با هر یک از انگشتان برخی مواقع سیستم را سردرگم می‌کند. مثلا دادن اشیا از دستی به دست دیگر امری ناجور و غیر ماهرانه بود که نیاز به حرکاتی بسیار حساب شده برای فهماندن سیستم نسبت به آنچه می‌خواستم انجام بدهم داشت. در نسخه ی آزمایشی که امتحان کردم، دستکش ها همچنین هنگامی که من تلاش می‌کردم به اشیای ثابت مثل دیوار ها دست بزنم، به ندرت می‌دانستند که باید چه کنند (انگشتان به طور خودبه خودی و غیر واقعی حرکت می‌کردند).

نکته ی مهم در بازخورد نیرویی (و فن‌آوری لمسی) انتقال اطلاعات مفید به کاربر از طریق حس لامسه است. اگر بازخورد ارائه شده منسجم و شفاف نباشد، اعتبار و کاربرد اطلاعات کاهش پیدا می‌کند.

منسجم تر کردن بازخورد نیرویی Dexmo از طریق بهبود نرم افزار چیزی است که شرکت باید روی آن کار کند ، اما من نسخه ی آزمایشی خود را در حالی که بسیار تحت تاثیر اساس سخت افزاری که شرکت ساخته است قرار گرفته بودم، ترک کردم. در توانایی های دستکش Dexmo پتانسیل زیادی وجود دارد که من دوست دارم زمانی که نرم افزار آن بهبود یابد، بدرخشد. با توجه به اصرار شرکت در رساندن سخت افزارشان به نقطه ی کنونی در طول پنج سال اخیر، معتقدم که آن ها با چالش نرم افزار هم مقابله خواهند کرد.

منبع RoadToVR

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.