اخبار و نقد بازی و نرم‌افزار واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، بررسی هدست های واقعیت مجازی oculus , htc vive , valve index , PSVR

بررسی Pico Neo 2

Pico Neo 2 می‌تواند بهترین هدست واقعیت مجازی مستقل بعد از Quest باشد

این هفته در نمایشگاه CES شرکت «پیکو» Pico یک جفت هدست واقعیت مجازی مستقل به نام‌های Neo 2 و Neo 2 Eye را رونمایی کرد. بااینکه مشتریان مورد هدف پیکو در کشورهای غربی شرکت‌های تجاری هستند، اما سری Neo 2 از سخت‌افزار هم‌سطح با هدست واقعیت مجازی Oculus Quest ساخته‌ی شرکت فیس‌بوک استفاده می‌کند و در این کار موفق عمل کرده است.

تنها تفاوت قابل‌توجه بین دو محصول نامبرده این است که Neo 2 Eye از فنّاوری ردیابی چشم ساخته‌ی شرکت سوئیسی «توبی» Tobbi استفاده می‌کند. همچنین مقدار حافظه‌ی رم در مدل پیشرفته‌تر اندکی از مدل ساده بیشتر است که برای قابلیت ردیابی چشم در نظر گرفته‌شده است. رنگ دو محصول هم با یکدیگر تفاوت دارد. هدست Neo 2 به رنگ سفید و Neo 2 Eye به رنگ خاکستری تیره است. در پایین به فنّاوری ردیابی چشم خواهم پرداخت اما فعلاً می‌خواهم راجع به سری Neo 2 به‌طورکلی صحبت کنم.

Pico Neo 2

در مدت کوتاهی که با هدست Neo 2 کار کردم اولین چیزی که نظرم را جلب کرد راحتی و تعادل وزن آن بود. برخلاف هدست واقعیت مجازی Quest که قسمت جلوی سنگینی دارد، پیکو باتری هدست را به همراه یک سیستم چرخ ضامن‌دار با یک دستگیره در پشت دستگاه قرار داده که باعث راحتی و تعادل بهتر نسبت به هدست Quest شده است. بند روی سر این هدست از جنس لاستیک و دارای چند وضعیت قرارگیری با طول ثابت است که اگرچه از عهده‌ی کار برمی‌آید، اما ای‌کاش برای اتصال آسان‌تر و دقیق‌تر به‌جای آن از یک بست قلاب‌دار معمولی استفاده می‌شد.

شرکت پیکو قبلاً با ساخت هدست Neo مدل ۲۰۱۶ نشان داده که توجه زیادی به توزیع وزن دارد. باتری این هدست به طرز هوشمندانه‌ای درون دسته‌های سیمی آن تعبیه‌شده بود که از سبک طراحی شرکت «نینتندو» Nintendo پیروی می‌کرد. باعث خوشحالی است که این شرکت هنوز توجه ویژه‌ای به حفظ تعادل وزن یکی از سنگین‌ترین هدست‌های واقعیت مجازی مستقل دارد.

مورد دوم که متوجه آن شدم این بود که سیستم موقعیت‌یاب بصری هدست علیرغم اینکه کارایی مطلوبی دارد اما ازنظر دقت دچار ضعف جزئی است. جای تقدیر و تمجید دارد که در هدست Neo 2 برخلاف Pico Neo ساخت ۲۰۱۷ خبری از لرزش‌ها و حرکات ناگهانی شدید نیست و از لحاظ کیفیت موقعیت‌یابی، این هدست در سطح قابل‌قبول قرار می‌گیرد.

در نمونه‌ای که من امتحان کردم عملکرد دستگاه به‌پای هدست Oculus Quest نمی‌رسید. در زمینه‌ی موقعیت‌یابی سر و دست‌ها به شکل inside-out (روشی که همه‌ی دوربین‌های موقعیت‌یاب روی خود هدست سوار نصب‌شده‌اند) هدست Oculus Quest توقع بالایی ایجاد کرده و بقیه‌ی دستگاه‌ها باید خودشان را به سطح کیفیت آن برسانند. علیرغم این‌ها برخورداری از یک سیستم نگهبان (این سیستم محدوده‌ی فضای فیزیکی بازی‌کننده را با خطوطی در نمایشگر نشان می‌دهد و مانع از برخورد به اثاثیه، دیوارها و موانع دیگر در زمان استفاده از هدست می‌شود) به همراه قابلیت مشاهده‌ی دنیای واقعی از پشت دوربین هدست باعث شد از سیستم موقعیت‌یابی آن با آزادی در ۶ جهت (تشخیص و ثبت جابجایی بازی‌کننده در شش‌جهت جلو، عقب، چپ، راست، بالا و پایین به‌اختصار 6DOF) تقریباً رضایت داشته باشم. بدون شک محوطه‌ی نمایشگاه CES به دلیل روشنایی زیاد و هیاهوی جمعیت، کار موقعیت‌یابی را سخت می‌کند و من قضاوت نهایی خود را برای وقتی نگه می‌دارم که بتوانم این هدست را در سایر محیط‌ها امتحان کنم.

تا اینجا احتمالاً برایتان سؤال شده که این نوشته یک بررسی است یا یک مقایسه‌ی مستقیم با هدست Quest است که به قیمت پایه‌ی ۴۰۰ دلار (۵ میلیون تومان) فروخته می‌شود. حق می‌دهم که بگویید این مقاله هردوی این‌ها را شامل می‌شود. در این گروه از محصولات واقعیت مجازی یعنی هدست‌های مستقل، فقط یک دستگاه مهم دیگر وجود دارد و آن هدست Vive Focus Plus ساخته‌ی شرکت HTC است که نتوانسته در کشورهای غربی با فروش هدست Oculus Quest رقابت کند. با در نظر گرفتن این موارد، هدست‌های Neo 2 و Neo 2 Eye قرار است هر دو با ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی داخلی به ترتیب به قیمت ۷۰۰ و ۹۰۰ دلار (۹ میلیون و ۱۲ میلیون تومان) در کشورهای غربی به شرکت‌های تجاری فروخته شوند. فیس‌بوک در طرح تجاری فروش هدست Quest این محصول را ۱۰۰۰ دلار (۱۳ میلیون تومان) قیمت‌گذاری کرده است.

برای انتخاب یکی از این محصولات نباید از نرم‌افزار و محیطی که برنامه‌های مخصوص هر هدست روی آن منتشر می‌شود غافل شد اما در اینجا قصد دارم بیشتر سخت‌افزار و قابلیت‌های هدست‌های Neo و Quest را باهم مقایسه کنم.

جدا از بحث موقعیت‌یابی، یکی از مزایای بسیار خوب هدست Neo 2 کنترل‌های آن با آزادی حرکت در ۶ جهت است که اگرچه از دقت و ارگونومی ظریف Oculus Touch برخوردار نیستند، اما دامنه‌ی حرکتی بالایی دارند و می‌توان روی کارایی کلی آن‌ها برای استفاده‌های تجاری حساب کرد.

برخلاف دستگاه Quest که در آن موقعیت‌یابی هدست و کنترل‌های Touch هر دو به روش inside-out انجام می‌شود، هدست Neo 2 مبتنی بر سیستم موقعیت‌یابی «آتراکسا» Atraxa محصول شرکت NDI است. یک آهنربای مغناطیسی و یک واحد اندازه‌گیری اینرسی (IMU) روی بورد نصب‌شده که مکان کنترل را محاسبه می‌کنند. به دلیل عدم استفاده از دوربین، مشکل پوشیدگی اشیا (وقتی یک شی پشت شی دیگری پنهان‌شده و دوربین‌های موقعیت‌یاب تصویر آن را دریافت نمی‌کنند) در هدست Neo 2 وجود ندارد، اگرچه ممکن است پارازیت‌های الکترومغناطیسی عملکرد آن را مختل کنند. فرصت پیدا نکردم کارایی کنترل‌ها را با بازی‌ای مثل Beat Saber (یک سنجشگر ساده‌ی میزان تأخیر و دقت) به‌طور کامل تست کنم اما طی تمام مدتی که از آن‌ها استفاده کردم به نظر می‌رسید خوب کار می‌کنند.

پلاستیک استفاده‌شده در کنترل‌ کمی ارزان و کم کیفیت به نظر می‌رسد و دکمه‌ها در بهترین جای ممکن قرار نگرفته‌اند، اما خوشبختانه از آنالوگ‌ شستی به‌جای صفحه‌ی لمسی استفاده‌شده است. ارگونومی کنترل تعریفی ندارد و به بیشتر به شکل یک چوب‌دستی است. برای گرفتن یک شی در بازی، باید روی دکمه‌ی در نظر گرفته‌شده کلیک کرد درحالی‌که در بیشتر هدست‌های جدید باید دکمه را فشرد و نگه داشت.

بلندگوهای استریوی سرخود این هدست مثل بلندگوهای Quest داخل هدبند مخفی‌شده‌اند که نتوانستم در محیط پر سروصدای نمایشگاه، کیفیت صدای آن‌ها را خوب احساس کنم.

من بازی «پرندگان خشمگین: جزیره‌ی خوک‌ها» Angry Birds VR: Isle of Pigs ساخت ۲۰۱۹ را که قبلاً بررسی کرده و کاملاً نسبت به آن شناخت دارم، روی هر دو هدست Neo 2 و Neo 2 Eye انجام دادم. نرخ فریم در این بازی به‌هیچ‌وجه مطلوب نبود. ولی فکر می‌کنم باکمی بهینه‌سازی هدست، تراشه‌ی «اسنپدراگون ۸۴۵» Snapdragon 845 موجود در Neo 2 باید بتواند این بازی را روان اجرا کند. در این مورد گویا شرکت پیکو اولین بازی که در دسترسشان بوده را انتخاب کرده‌اند تا برای نمایشگاه چیزی جهت نشان دادن به مردم داشته باشند.

تراشه‌ی اسنپدراگون ۸۴۵ بکار رفته در این هدست می‌تواند برنامه‌های واقعیت مجازی را با نرخ فریم قابل‌قبول روی پنل ال‌سی‌دی دستگاه که دارای وضوح تصویر 2,160 3,840 x (1,920 x 2,160 به ازای هر عدسی) و نرخ تازه‌سازی ۷۵ فریم است اجرا کند. برای مقایسه، هدست Oculus Quest دارای دو پنل هرکدام به‌وضوح تصویر 1,400 x 1,600 و نرخ تازه‌سازی ۷۲ فریم است که تصاویر در آن توسط تراشه‌ی ضعیف‌تر اسنپدراگون ۸۳۵ پردازش می‌شود.

هدست Neo 2 از یک پنل تصویری استفاده می‌کند که تنظیم فاصله‌ی دو مردمک چشم (IPD) را به‌صورت نرم‌افزاری انجام می‌دهد. پیکو این هدست را برای افرادی با IPD بین ۵۵ الی ۷۱ میلی‌متر قابل‌استفاده می‌داند. فاصله‌ی مردمک‌های چشم من ۶۳ میلی‌متر است به همین دلیل به مشکلی برخورد نکردم اما ترجیح می‌دادم از یک تنظیم‌کننده‌ی IPD فیزیکی استفاده می‌شد تا افراد بیشتری بتوانند چشم‌های خود را در بهترین نقطه پشت عدسی‌های هدست قرار دهند.

Neo 2 Eye

محصول بعدی شرکت پیکو هدست Neo 2 Eye است که از فنّاوری دریابی چشم شرکت توبی استفاده می‌کند. فرصتی پیدا کردم که نسخه‌ی آزمایشی این دستگاه را تست کنم و تقریباً تجربه‌ی یکسانی با وقتی‌که در نمایشگاه CES 2019 هدست Vive Pro Eye (که آن‌هم از همین فنّاوری استفاده می‌کند) را امتحان کردم داشتم.

یکی از بزرگ‌ترین مزایای هدست Neo 2 Eye که شرکت پیکو آن را در بوق و کرنا کرده پردازش و نمایش تصویر باکیفیت و جزئیات ناهمگون موسوم به تصویرسازی گوده‌ای (foveated rendering) است که سرعت اجرای بازی را افزایش می‌دهد؛ چون فقط قسمتی که بازی‌کننده به آن خیره شده با وضوح کامل نمایش داده می‌شود و اندازه و وضوح تصویر در پیرامون محیط کاهش خواهد یافت. متأسفانه افت کیفیت در اطراف مشهودتر از چیزی بود که من انتظار داشتم. در حالت ایده‌آل نباید متوجه این تغییر در کناره‌های مرکز دید چشم که تصویر در آن قسمت با جزئیات بالا نمایش داده می‌شود بشویم. به بیان ساده این‌یک نمونه‌ی نمایشی ناکارآمد برای نشان دادن قابلیت مذکور است که جای تأسف دارد چون در هدست‌های دیگر دیده‌ایم که ردیابی چشم شرکت توبی چقدر خوب کار می‌کند.

اگرچه کاهش کیفیت تصویر با این تکنیک کاملاً مشهود بود اما همان کاری را انجام داد که برای آن طراحی‌شده است: افزایش نرخ فریم و ایجاد محیط‌های پیچیده‌تر.

به من گفتند که نسخه‌ی آزمایشی هدست از یک نمایه‌ی عمومی برای ردیابی چشم استفاده می‌کند که شاید به همین دلیل آن سطح از دقت مورد انتظاری که فنّاوری شرکت توبی در هدست Vive Pro Eye بااتصال سیم به رایانه ارائه می‌کند در هدست Neo 2 Eye مشاهده نشد. دوباره می‌گویم که لازم است این هدست را در یک محیط آرام‌تر تست کرده و ردیابی چشم آن را کالیبره کنیم تا مشخص شود آیا شرکت پیکو توانسته از حداکثر ظرفیت فنّاوری شرکت توبی در یک هدست واقعیت مجازی موبایلی استفاده کند یا نه.

بااینکه منتظر فرصتی هستیم تا هدست‌های Neo 2 را در شرایط دلخواه خودمان تست کنیم اما ورود این دستگاه به دسته‌ی هدست‌های واقعیت مجازی مستقل 6DOF اتفاق مثبتی به نظر می‌رسد. شاید Neo 2 در بعضی قسمت‌ها نتواند با Oculus Quest برابری کند اما کسب‌وکارهایی که به دنبال یک هدست واقعیت مجازی مستقل با آزادی حرکتی در ۶ جهت، اندکی قدرت پردازشی و وضوح تصویر بیشتر و قابلیت ردیابی چشم هستند نباید از آخرین و بهترین محصول شرکت پیکو چشم‌پوشی کنند.

منبع Road to Vr

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.